انواع روشهای تحلیلی حسابرسی
انواع روشهای تحلیلی حسابرسی:
انواع روشهای تحلیلی حسابرسی هنگامی که حسابرسان ابتدا تحلیلی می اندیشند باید انواع روشهای تحلیلی را که ممکن است.
در وضعیتهای مختلف مناسب باشد،بشناسند.
گزینه های متعددی موجود است.
روش های تحلیلی را می توان در سه مرحله از حسابرسی به کاربرد که عبارتند از:
کاربرد روش های تحلیلی در مرحله برنامه ریزی حسابرسی:
به زبان ساده، در موسسه حسابرسی وقتی میخواهیم برنامهریزی کنیم که چه کارهایی انجام دهیم، از روشهای تحلیلی استفاده میکنیم تا تصمیم بگیریم چطور و چه مقدار اطلاعات جمع کنیم. این کار کمک میکند تا کار حسابرسی مؤثرتر و دقیقتر انجام شود. این روشها شامل سه مرحله اصلی هستند:
- شناخت بیشتر از شرکت: حسابرس با کمک روشهای تحلیلی درک بهتری از وضعیت فعلی شرکت به دست میآورد، مخصوصاً تغییراتی که از آخرین حسابرسی تا حالا رخ دادهاند.
- یافتن نقاط پرریسک: با این روشها، حسابرس میتواند بخشهایی از شرکت را که ممکن است مشکلزا باشند و خطر خطا یا تقلب در آنها بیشتر باشد، شناسایی کند.
- تشخیص زمینههای حساس: حسابرس میفهمد که کجاها ممکن است اشتباهات بزرگی رخ دهد و در نتیجه در مراحل بعدی کار، توجه بیشتری به آن بخشها خواهد داشت.
برای مثال، اگر حسابرس در مرحله برنامهریزی متوجه شود که نسبت گردش موجودی کالا نسبت به سال قبل خیلی تغییر کرده، این میتواند هشداری باشد که در بررسی موجودیها باید دقت بیشتری کند. با این کار از ابتدا حسابرس میداند که کدام بخشها نیاز به توجه بیشتری دارند.
مقایسه تطبیقی استانداردهای روش های تحلیلی حسابرسی در مرحله برنامه ریزی:
در استانداردهای حسابرسی کشورهای مختلف مثل آمریکا، استرالیا، انگلستان، و حتی ایران، وقتی حسابرس میخواهد برنامهریزی کند که چه کارهایی در حسابرسی انجام دهد، از روشهای تحلیلی استفاده میکند تا بتواند بهتر و دقیقتر تصمیم بگیرد. این روشها به حسابرس کمک میکنند تا بفهمد:
- چه چیزی باید بررسی شود: یعنی حسابرس باید بداند که در کدام بخشهای شرکت باید دقت بیشتری داشته باشد.
- چه زمانی باید بررسیها انجام شود: حسابرس باید زمانبندی مناسب برای بررسی بخشهای مختلف را مشخص کند.
- چقدر باید بررسی کند: یعنی باید بداند که چقدر اطلاعات لازم است تا بتواند به نتیجهگیری درست برسد.
همه این استانداردها (آمریکا، استرالیا، انگلستان و ایران) تقریباً به همین موارد اشاره دارند، با اینکه ممکن است هر کشور با جملات و قوانین کمی متفاوت این موضوع را بیان کرده باشد.
هدف اصلی این است که با استفاده از این روشهای تحلیلی، حسابرس:
الف) درک بهتری از وضعیت شرکت پیدا کند تا بفهمد چه تغییراتی از آخرین حسابرسی رخ داده است.
ب) نقاط پرخطر و ریسکی را شناسایی کند، جاهایی که احتمال خطا یا تقلب بیشتر است.
به طور خلاصه، این روشها به حسابرس کمک میکنند تا حسابرسی بهطور مؤثر و با دقت انجام شود.
کاربرد روش های تحلیلی در مرحله بررسی کلی صورت های مالی:
بعد از اینکه مراحل مختلف حسابرسی انجام شد، حسابرس در پایان یک نگاه کلی به صورتهای مالی میاندازد تا مطمئن شود که چیزی از قلم نیفتاده و همه نکات مهم بررسی شده است. این بررسی نهایی خیلی جزئی و دقیق نیست، ولی به حسابرس کمک میکند تا ببیند آیا همه چیز درست و منطقی به نظر میرسد یا نه.
هدف اصلی از این بررسی، کاهش خطر حسابرسی به حدی است که حسابرس بتواند با اطمینان نظر خودش را درباره درستی صورتهای مالی اعلام کند. برای این کار، حسابرس میتواند از روشهای مختلفی استفاده کند و یکی را انتخاب کند که بهترین نتیجه را به او بدهد.
در این مرحله نهایی، حسابرس به این موارد توجه میکند:
- آیا آزمایشها و بررسیهایی که قبلاً انجام داده کافی بودهاند؟
- آیا مدارک و شواهدی که جمع کرده، به اندازه کافی محکم و قانعکننده هستند؟
- آیا نتایجی که از بررسیها به دست آمده درست و معتبر است؟
- آیا صورتهای مالی به طور کلی درست و شفاف ارائه شدهاند؟
- آیا میتواند با اطمینان نظرش را درباره صورتهای مالی بدهد؟
در این بررسی کلی، حسابرس به دو چیز مهم دقت میکند:
الف) آیا شواهد و مدارک کافی برای توضیح موجودیها یا ارقامی که غیرعادی یا غیرمنتظره بودهاند وجود دارد؟ شاید بعضی از این موارد در مراحل اولیه حسابرسی یا برنامهریزی شناسایی نشده باشند، پس حالا وقتش است که به آنها دقت شود.
ب) آیا اعداد یا روابطی که قبلاً عجیب به نظر میرسیدند و حسابرس آنها را شناسایی کرده بود، هنوز نیاز به توضیح دارند؟
در این مرحله، حسابرس مطمئن میشود که هیچ نکته مهمی جا نمانده و میتواند به درستی نتیجهگیری کند.
مقایسه تطبیقی استانداردهای روش های تحلیلی حسابرسی در مرحله بررسی نهایی صورت های مالی:
استانداردهای حسابرسی در کشورهای مختلف مثل آمریکا، استرالیا، انگلستان و حتی ایران تقریباً مشابه هم هستند وقتی صحبت از استفاده از روشهای تحلیلی در مرحله نهایی بررسی صورتهای مالی میشود.
همه این استانداردها به یک چیز مهم اشاره دارند: هدف اصلی استفاده از روشهای تحلیلی در پایان کار این است که حسابرس بتواند نتایج نهایی را بهتر ارزیابی کند و مطمئن شود که صورتهای مالی به طور کلی درست و شفاف ارائه شدهاند.
در واقع، این روشها به حسابرس کمک میکنند تا ببیند آیا همه چیز با هم سازگار است و آیا میتواند با اطمینان نظر نهایی خودش را در مورد صحت صورتهای مالی بدهد.
از جمله مقایسه مانده با:
- مانده سال قبل:این مورد شامل مقایسه مانده با اعداد سالهای قبل نیز می شود
(در برخی موارد،تحلیل چند ساله مفید است)حسابرس می تواند مانده های ماهانه یا فصلی را نیز مقایسه کند.
- سایر حسابهای دفتر کل:بعضی حسابها معمولا با یکدیگر تغییر می کنند.
مثالی ساده این است که کارمزدهای فروش متناسب با فروشهای تغییر می کنند.
- بودجه ها:اگر صاحبکار فرآیند بودجه بندی موثری دارد،مقایسه با اعداد بودجه ممکن است ارزشمند باشد.
- داده های غیر مالی:مانده های دفتر کل اغلب با داده های غیر مالی یا عملیاتی مرتبط هستند.
برای مثال،درآمد شهریه اغلب با تعداد دانش آموزان در ارتباط است؛فروش با تولید رابطه دارد.
- مقایسه داده ها با معیار:در بسیاری از موارد تقلب مالی،اگر صورتهای مالی با میانگین های صنعت مقایسه می شدند
،نیازمند به اصلاح به نظر می رسیدند.اگر الگو گزینی درست انجام شود،روشی ارزشمند برای کمک به کشف تحریف های با اهمیت می باشد.
- آزمون پیش بینی:اینگونه آزمون ها،زمانی روی می دهد.
که حسابرس بطور مستقل یک مانده را با شناسایی عوامل عمده موثر بر حساب پیش بینی کند.هرگاه حسابرس پیش بینی را انجام دهد.
این پیش بینی با مانده واقعی مندرج در دفاتر صاحبکار مقایسه می شود.گاهی اوقات به اینکه مانده سنجی (آزمون معقول بودن)می گویند.
نوشته ای از توماس هوک