طبقه بندی و اندازه گیری دارایی های مالی
طبقه بندی و اندازه گیری دارایی های مالی:
طبقه بندی دارایی ها
طبقه بندی دارایی ها ، داراییها بهعنوان منبعی تحت کنترل یک واحد تجاری تعریف میشوند. هر موسسه حسابرسی یا سازمان میتواند با بهرهگیری از داراییهای جاری و غیرجاری در اختیار خود، منافع اقتصادی فعلی و آتی را تأمین کرده و جریان اقتصادی را به سازمان خود هدایت کند. طبق استاندارد حسابداری شماره یک، داراییها باید در گزارشگری مالی به دو دسته جاری و غیرجاری تفکیک شوند، مگر در مواردی که ارائه داراییها بر مبنای نقدشوندگی به ارائه اطلاعاتی دقیقتر و اتکاپذیرتر کمک کند. در این صورت، داراییها به ترتیب نقدشوندگی فهرست میشوند.
برخی داراییها، مانند وام پرداختی به کارکنان، از دو بخش تشکیل میشوند؛ یک بخش که کمتر از یک سال مالی بازپرداخت میشود و بخش دیگر که بیشتر از یک سال مالی زمان نیاز دارد. با وجود این، در مواردی که داراییها بر اساس نقدشوندگی گزارش نمیشوند، مبلغی که بازگشت آن بیش از یک سال مالی طول میکشد، باید توسط موسسه حسابرسی افشا شود. این افشا میتواند در یادداشتهای توضیحی صورت گیرد، بدون نیاز به ذکر مستقیم در صورتهای مالی.
این ساختار برای شفافسازی بهتر و در راستای حسابرسی داخلی نیز بهکار میرود تا قابلیت اتکا و دسترسی به اطلاعات مالی مؤسسات بهبود یابد.
دارایی های جاری
داراییهای جاری به داراییهایی گفته میشود که یک موسسه حسابرسی یا سازمان قادر باشد آنها را در چرخه عملیات عادی خود به پول نقد تبدیل کند یا قصد فروش یا مصرف آنها را داشته باشد. همچنین، اگر سازمان دارایی را فقط به قصد مبادله نگهداری کند یا انتظار داشته باشد پس از گذشت ۱۲ ماه به نقد تبدیل شود، این دارایی نیز بهعنوان دارایی جاری طبقهبندی میشود. در نهایت، دارایی باید بهصورت نقد یا معادل نقد باشد و استفاده از آن محدودیت خاصی نداشته باشد.
نتیجهگیری این است که طبقه بندی دارایی ها جاری شامل تمام داراییهای نقدی، معادل نقدی و سایر داراییهایی هستند که انتظار میرود در چرخه عملیات عادی موسسه حسابرسی فروخته یا مصرف شوند. یکی از مفاهیم کلیدی در معرفی داراییهای جاری، عبارت “چرخه عملیات عادی واحد تجاری” است، که فاصله زمانی بین دستیابی به داراییها و تبدیل آنها به پول نقد یا معادل نقد را شامل میشود. در برخی موارد که مدت زمان این چرخه مشخص نیست، فرض بر ۱۲ ماه قرار میگیرد.
بنابراین، طبقه بندی دارایی ها جاری شامل اقلامی مانند موجودیها و حسابهای دریافتنی تجاری هستند که در بخشی از چرخه عملیات به نقد تبدیل شده یا به فروش میرسند. حتی اگر این تبدیل نقدی طی ۱۲ ماه بعد از دوره گزارشگری مالی انجام نشود، همچنان دارایی جاری محسوب میشود. همچنین برخی داراییهای مالی نگهداری شده بهمنظور مبادله و حصه جاری داراییهای غیر جاری نیز در این دسته قرار میگیرند و این ساختار برای حسابرسی داخلی از اهمیت بالایی برخوردار است.
دارایی های غیر جاری
بر اساس استاندارد بینالمللی حسابداری شماره 1، داراییهای غیر جاری به داراییهایی گفته میشود که شرایط داراییهای جاری را نداشته و در طبقهبندی آنها قرار نمیگیرند. در این استاندارد، از رویکرد باقیمانده برای شناسایی این نوع داراییها استفاده میشود؛ به این معنا که هر دارایی که شامل شرایط داراییهای جاری نباشد، بهعنوان دارایی غیر جاری شناخته میشود. این دسته شامل داراییهای مشهود، نامشهود، عملیاتی و مالی بلندمدت میشود.
بهعنوان مثال، اتحادیه اروپا از اصطلاح “داراییهای ثابت” برای اشاره به داراییهای غیر جاری استفاده میکند؛ این اصطلاح از ترازنامههای قرن نوزدهم میلادی برگرفته شده و همچنان برای برخی کشورها مورد استفاده است. در طبقهبندی داراییهای غیر جاری، مواردی مانند املاک، ماشینآلات، تجهیزات، سرمایهگذاریهای ملکی، داراییهای نامشهود و ابزارهای مالی قرار دارند.
این طبقهبندی برای مؤسسات حسابرسی اهمیت ویژهای دارد، چرا که طبقهبندی داراییها به موسسات حسابرسی و بخش حسابرسی داخلی کمک میکند تا ارزیابی دقیقتری از وضعیت مالی و سرمایهگذاریهای بلندمدت داشته باشند و گزارشگری مالی را مطابق با استانداردهای بینالمللی انجام دهند.
الگوی طبقه بندی دارایی ها
اگر دارایی مالی یک ابزار بدهی باشد،مدیریت باید تامین هر دو شرط زیر را در نظر بگیرید:
- هدف الگوی تجاری بنگاه باید نگه داری دارایی برای گردآوری جریان های نقدی قراردادی باشد.
- جریان های نقدی قرار دادی تنها معرف پرداخت اصل و بهره باشد.بهره در نظر گرفتن ارزش زمانی پول و ریسک اعتباری مرتبط با مقدار اصل معوقه در طی دوره ی خاص زمانی است.
اگر پاسخ به دو آزمون مثبت باشد،دارایی مالی به گروه اندازه گیری براساس بهای تمام شده ی مستهلک شده سقوط می کند.
اگر دارایی مالی هر دو آزمون را از سر بگذراند،در گروه معیار بهای تمام شده ی مستهلک شده جای می گیرد.
اگر دارایی مالی این دو آزمون را تامین نکند،از طریق سود یا زیان براساس ارزش منصفانه اندازه گیری می شود.
حتی در صورتی که هر دو آزمون را از سر بگذرانید،مدیریت توان آن را دارد که دارایی مالی را از طریق سود یا زیان در ارزش منصفانه ثبت کند تا ناهماهنگی در شناسایی درآمد را حذف کند یا کاهش دهد.
آزمون الگوی تجاری:
دارایی های مالی،براساس الگوی تجاری مدیریت دارایی های مالی،اساسا با بهای تمام شده ی مستهلک شده یا ارزش منصفانه اندازه گیری می شود.
بنگاه بر مبنای الگوی تجاری اش که مدیران کلیدی اش تعیین کرده اند،ارزیابی می کند که آیا دارایی های مالی این شرط را تامین کرده اند یا خیر.
مدیریت برای تعیین این که در چه سطحی شرط الگوی تجاری کاربرد می یابد به کاربرد داوری نیاز پیدا می کند.
این تصمیم،نه در سطح یک دارایی منفرد،که بر مبنای چگونگی مدیریت کسب و کار بنگاه گرفته می شود.
بنابراین، الگوی تجاری بنگاه یک گزینه نیست و به تصمیمات مدیریت بنگاه و اطلاعاتی که به مدیریت ارائه می شود می توان الگوی تجاری بنگاه را مشاهده کرد.
هرچند هدف االگوی تجاری بنگاه می تواند نگه داری دارایی های مالی به منظور جمع آوری جریان های قراردادی باشد،برخی فروش ها و واگذاری های دارایی های مالی پیش از سر رسید می تواند با چنین الگویی همخوانی داشته باشد.
موارد زیر نمونه هایی از فروش پیش از سررسید است که با لگوی تجاری نگه درای دارایی های مالی به منظور گردآوری جریان های نقدی قراردادی همخوانی دارد:
- بنگاه می تواند در صورتی که این دارایی سیاست سرمایه گذاری بنگاه را تامین نکرد زیرا رتبه بندی اعتباری آن به پایین تر از حد الزامی سقوط کرده است.
- وقتی یک بیمه گر پرتفوی سرمایه گذاری اش را به نحوه ی تعدیل می کند که دوره ی مورد انتظار را بازتاب دهد.
- هنگامی که بنگاه نیاز به تامین مخارج نامنتظره ی سرمایه ای دارد.
اما،وقتی شماره فروش هایی که خارج از پرتفوی انجام می شود از حدی فراتر رود،مدیریت باید ارزیابی کند که آیا چنین فروش هایی با هدف گردآوری جریان های نقدی قراردادی هماهنگی دارد و نیز چه گونه این هماهنگی تامین می شود.
هیچ قاعده ای وجود ندارد که تعیین کند چه تعداد فروش است.
لازم است مدیریت برمبنای واقعیت ها و شرایطی که ارزیابی خود را انجام می دهد قضاوت کند.
الگوی تجاری بنگاه نگه داری ابزارهای مالی به منظور گردآوری جریان های نقدی قراردادی نیست.
مثلا وقتی بنگاه پرتفوی دارایی های مالی را با هدف تحقق بخشیدن جریان های مالی را با هدف تحقق بخشیدن جریان های نقدی از طریق فروش دارایی ها تامین کند.
مثال دیگر وقتی است که بنگاه فعالانه پرتفوی دارایی ها را مدیریت می کند تا تغییرات ارزش منصفانه ناشی از تغییرات در فاصله ی اعتباری و منحنی های بازدهی بازتاب دهد که حاصل آن خرید و فروش فعالانه ی پرتفوی است.
موارد زیر مثال هایی است که می تواند در آزمون الگوی تجاری بنگاه سودمند باشد.
اندازه گیری در حسابداری مالی آیا به معنای واقعی اندازهگیری است
به طور کلی اندازه گیری را میتوان بهعنوان فرایندی که ارقامی را با ویژگیهای مشخصی مــرتبط مــیکند، دانست (1959 ,Suppes) . ویـژگــیهای متعددی مــاننــد مقـــادیـــر فیزیکی، مدت زمان یا ارزش اقتصادی را میتوان اندازهگیری کرد (1959 ,Ratoosh & Churchman). در تعریف کالسیک، اندازه گیری شامل براورد مقادیر نسبی اســت. در این معنا، مقدار و اندازه گیری به طور متقابل تعریف شده است.
تئوری اندازه گیری بر سه موضوع اساسی متمرکز اســت :
1 بیانگر بودن؛ میزان اینکه موضوع اندازهگیریشده بازنمایی واقعیت فیزیکی موضوع مورد پرسش است.
-2 منحصر به فرد بودن؛ درجهای که بیانگر بودن تنها بیانگرشی مورد نظر باشد.
-3 خطا؛ انحراف بین اندازه گیری از ویژگیهای مشابه در چند نقطه از زمان.
اهمیت طبقه بندی دارایی ها در تصمیمگیری مالی
طبقه بندی دارایی ها نهتنها به درک بهتر وضعیت مالی شرکت کمک میکند، بلکه نقش مهمی در فرآیند تصمیمگیریهای مالی، سرمایهگذاری و حتی تأمین مالی ایفا مینماید. هنگامی که داراییها بهدرستی در قالب جاری و غیرجاری، یا بر اساس الگوی تجاری و نحوه اندازهگیری دستهبندی میشوند، ذینفعان میتوانند با دقت بیشتری نقدینگی، ریسک و بازده بالقوه شرکت را ارزیابی کنند.
برای مثال، سرمایهگذاران با بررسی طبقه بندی دارایی ها میتوانند تعیین کنند که چه میزان از داراییهای شرکت در کوتاهمدت قابلیت نقدشوندگی دارد و چه بخشی برای اهداف بلندمدت نگهداری میشود. همچنین، بانکها و مؤسسات مالی هنگام اعطای تسهیلات مالی، به نوع طبقهبندی داراییهای شرکت توجه میکنند تا ریسک اعتباری خود را به حداقل برسانند.
در حوزه حسابرسی داخلی نیز، طبقه بندی صحیح دارایی ها یکی از معیارهای کلیدی در ارزیابی سلامت مالی سازمان است. حسابرسان از این طبقهبندیها برای تحلیل ساختار سرمایه، چرخه عملیات و توان نقدینگی سازمان بهره میبرند تا اطمینان یابند که اطلاعات مالی بهدرستی ارائه شدهاند و تصمیمات مدیریتی بر پایه دادههای معتبر اتخاذ میشوند.
در نتیجه، طبقه بندی دارایی ها نهتنها یک فرآیند حسابداری است، بلکه ابزاری راهبردی برای مدیریت مالی و ارتقاء شفافیت درونسازمانی و برونسازمانی بهشمار میآید.
